الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

224

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به مادرش برگرداند ، اين بود كه گروهى از نصاراى حبشه او را ديده بودند و از حليمهء خواسته بودند كه او را به آنها بدهد تا به سرزمينشان ببرند و حتّى نزديك بود كه اين كار انجام بگيرد . ( 1 ) ابن اسحاق مىگويد : مردم مىگويند كه وقتى حليمهء سعديه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را به سوى خانواده‌اش در مكّه مىآورد ، او را در ميان مردم گم كرد و هر چه جست و جو كرد ، نتوانست او را پيدا كند . پس نزد عبد المطلب آمد و گفت : ديشب من به همراه محمد صلّى اللّه عليه و آله به سوى مكه آمدم ، امّا هنگامى كه به بلندىهاى اين شهر رسيديم ، او را گم كردم و به خدا كه نمىدانم او الان كجاست ؟ عبد المطلّب كنار كعبه رفت و از خدا درخواست كرد كه نوه‌اش را به وى بازگرداند . پس از مدتى دو نفر از قريشيان كه يكى از آنها ورقة بن نوفل - پسر عموى خديجه - بود ، محمد را نزد عبد المطلب آوردند و گفتند : نوه‌ات را در بلندىهاى مكه پيدا كرديم . عبد المطلب او را بر دوش خويش نشاند و او را به دور كعبه طواف داد و برايش دعا كرد . آنگاه او را نزد مادرش آمنه فرستاد . « 1 » ( 2 ) قصهء شكافتن سينه خبر شير خوردن نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از حليمهء سعديه اجمالا از مسلمات تاريخى است و عمده‌ترين خبرهايى كه به تفصيل اين قصه را ذكر كرده عبارت است از : ( 3 ) خبر اوّل كه ابن اسحاق از جهم بن ابى جهم از عبد الله بن جعفر بن ابى طالب از حليمهء سعديه آن را نقل كرده است و طبرى آن را از ابن اسحاق نقل كرده است و مىگويد : جهم از موالى عبد الله بن جعفر بوده است . در حالى كه ابن هشام در سيره‌اش مىگويد : جهم از موالى حارث بن حاطب جمحى بوده است . در اين خبر از حليمه آمده كه گفته است : چند ماهى كه از

--> ( 1 ) . ابن اسحاق ، ج 8 ، ص 171 - 177 با اندكى تصرف و طبرى اين مطلب را در تاريخش از ابن اسحاق نقل كرده است ، ج 2 ، ص 160 و ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، 252 - 253 اين مطلب را از آنها نقل كرده است و مرحوم مجلسى از كازرونى در المنتقى نقل كرده است : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله با خديجه ازدواج كرد ، حليمه نزد رسول الله آمد و از خشكى سرزمينشان گلايه كرد و رسول اللّه پس از صحبت با خديجه ، چهل گوسفند و شتر به وى هديه كرد و بعد از ظهور اسلام هم نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمد كه رسول الله او را با لفظ مادر ، صدا كرد و عبايش را بر زمين گسترد تا حليمة بر آن بنشيند ( بحار الانوار ، ج 15 ، ص 401 ) .